احتمالاً از زماني متأخر)، كتاب علل از والتر اودينگتن و يك‌رشته رساله‌هاي نوشته (يا منسوب‌ به‌) جان دَستين‌. اين موٴلف اخيرالذكر تاحدي ناشناس است‌، ولي دوتاي ديگر كاملاً معروف‌اند. رابرت راهبي دومينيكي بود كه بيشتر به هواشناسي و اخترگويي علاقه داشت‌؛ والتر فرانسيسي‌ بود و دانش‌جوي نجوم و موسيقي‌. اين‌دو معرف كيمياگران رياضي‌دان هستند، كه در ايتاليا همانندي نداشتند.
جان گادِسدِني روش‌هاي به‌دست آوردن آب شيرين از راه تقطير آب دريا را مورد پژوهش قرار داد.
ج‌. فرانسه‌. در بالا از نظر پاپ‌ها درباره‌ٴ كيمياگري سخن گفتيم‌. اين با تاريخ معنوي فرانسه‌ مربوط مي‌شود، چون دربار پاپ در آوينيون قرار داشت و پاپ‌هاي اين زمان از كلمنس پنجم تا گرگوار يازدهم فرانسوي بودند. يوحناي بيست و دوم (1316 ـ 1334) پرتغالي بود و با هرگونه‌ خرافاتي كه با كليسا سازگار نبود مبارزه كرد.
فرقه‌ٴ دومينيكي از دشمني پاپ‌ها با كيمياگري يا به عبارت دقيق‌تر با خرافات و شيادي‌هاي‌ كيمياگري دست‌كم در فرانسه پشتيباني و با آنان هم‌دستي مي‌كرد. هِـروِه نِدِلِـك‌، كه در سال‌1318استاد كل فرقه‌ٴ دومينيكي شد، موجب گرديد تا اين فرقه در سال 1323 در بارسلون‌ تصميم بگيرد هر راهبي را كه كتاب‌هاي كيمياگري بخواند و حاضر به ازميان بردن كتاب‌هاي‌ كيمياگري خود نباشد از فرقه طرد كنند.
با توجه به نيروي مخالفت پاپ و دومينيكيان‌، عجيب نيست كه دراين دوره هيچ رساله‌ٴ كيمياگري به‌قلم فرانسويان نوشته نشده باشد.
د. كاتالونيا. رساله‌هاي كيمياگري منسوب به آرنولد ويلانووايي (سيزدهم ـ 2) و رامون لول‌ (سيزدهم ـ 2) را قبلاً ذكر كرده‌ايم‌. اغلب آن‌ها جعلي است‌، ولي احتمال دارد برخي هم اصيل‌ باشد و دراين صورت‌، مي‌توان آنها را در اينجا بررسي كرد، چون آرنولد تا سال 1311 زنده بود و رامون تا سال 1315. هردو به كيمياگري علاقه داشتند. عجيب است كه رامون دراين‌باره بيشتر شكاك بود؛ يعني در آثاري كه بي‌شك از خود اوست امكان تبديل فلزات را به طلا رد مي‌كند. بسياري آثار كيمياگري را كه به‌نام اوست (روي‌هم حدود هشتاد اثر!) ريموندو دو تارِگا (چهاردهم ـ 2) يهودي مرتد نوشته است‌.
7. كيمياگري در بيزانس‌.
مهم‌ترين رساله‌هاي يوناني درباره‌ٴ كيمياگري در وهله‌ٴ اول عبارت است از ترجمه‌ٴ راه راست منسوب به آلبرت كبير به‌اهتمام پطروس تئوكتونيكوس‌، كه او را تاحدي‌ به‌دل‌خواه در نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ سيزدهم جاي داده‌ام (مقدمه‌، ج‌2، ص 1904). نسخه‌ٴ خطي آن‌ (كتاب‌خانه‌ٴ ملي‌، پاريس 2419) در حدود سال 1462 استنساخ شده است‌. سپس رساله‌ٴ مجهول‌الموٴلفي است درباره‌ٴ فن فلزكاري1 كه احتمالاً پيش از سال 1350 و مسلماً پيش از 1378


peri metallikos technus. Catalogue des manuscrits alchimiques grecs (1, 65,, 1924) .1